آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

205

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

بوده‌اند « 1 » و احتمال ميرود ، كه اين سمت را همواره دارا بوده باشند ، حتى وقتى هم كه حكومت نظامى ايالتى از ايالات به آنان رجوع مىشد ، اگر در آن محل از املاك سلطنتى چيزى بود ، مباشرت و اداره آن را هم به عهده داشتند « 2 » . تقسيم ايالات به بخش‌ها فقط از جهت مقتضيات ادارى بوده است . نلدكه گويد كه هر يك از بخشهاى كوچك ( كه آن را شهر و كرسى آن را شهرستان مىگفته‌اند « 3 » . در تحت حكومت يكنفر شهريگ بود و اين شهريگ را از ميان دهقانان اختيار مينمودند « 4 » . در رأس ديه و مزارع تابع آن ( روستاگ - رستاق ) يكنفر ديهيگ قرار داشت « 5 » .

--> ( 1 ) - در زبان ارمنى كلمه استان Ostan در آغاز اطلاق ميشده است . بر ولايت يا شهرى ، كه تعلق بپادشاه داشت ( هوبشمان ، صرف و نحو ارمنى ، ج 1 ، ص 215 ) و افواج ساخلوى استان را استانيك مىگفتند . ( 2 ) - بعقيده اشتاين ( سالنامه‌هاى بيزانسى و يونانى جديد l ، ص 59 ، يادداشت 2 ) عنوان حكمران استانهاى مهم دار dar بوده است و نيز بعقيده او عامل غير مذهبى ، كه داراى عنوان رذ باشد ( نلدكه ، طبرى : ص 48 - 447 ) هرگز وجود نداشته . ( 3 ) - نلدكه ، طبرى ، ص 446 ، هوفمان ، ص 239 . بايد در نظر داشت ، كه در متون پهلوى كلمه شهر ظاهرا هميشه بمعنى « مملكت شاهنشاهى » بود و القابيكه جزء نخستين آن كلمه شهر است ، همواره حاكى از عمال بلند مقامى بوده ، كه بر همه كشور حكم آنان نفاذ داشته است . ( 4 ) - شهريگ را به عربى رئيس الكوره ترجمه كرده‌اند ( يعقوبى ، چاپ هوتسما ج 1 ص 203 ) . در عراق شهريگ‌ها يكى از طبقات آزاذان بوده‌اند ، كه فوق ديهكانان محسوب مىگشته‌اند ( مروج ، ج 2 ، ص 240 مقايسه شود با نلدكه ، طبرى ، ص 446 ) . بنابر روايت نهايه ، خسرو دوم تقسيمات جديدى معمول داشت و كشور را به 35 واحد ادارى تقسيم نمود ( برون ، ص 223 ) . ( 5 ) - هوفمان ، ص 239 . ظاهرا ديهيگ - ديه‌سالار است ( بلادزى ، ر ك نلدكه ، طبرى ، ص 441 ) .